قهرمان ميرزا عين السلطنه

3451

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سالار الدوله . . . روسها مسئلهء سالار الدوله صحت دارد با جمعيت زياد تا مراغه آمده . رشيد السلطان خبر صحيح « ايران نو » سبزوار است . ادارات را برهم زده در كمال تسلط است . شاهسون كه معركه مىكند . از اين طرف هم روسها زورآور شده متصل وارد سرحدات ايران مىشوند . نمىدانم چه خبر است خدا چه خواسته . [ پايان نامهء شيخ ابراهيم ] آنچه من مىنوشتم و مىگويم طلسم افتاده‌ام حالا راست است يا دروغ ، نه ممكن شد طهران يا قزوين بروم ، نه عيال و بچه‌هايم آمدند . الان هم مثل پارسال همه الموت شلوغ خصوصا وركيهاى هرزه كه پارسال اين يكى را نداشتيم امسال مزيد شده . نامهء افخم الدوله رقعه از حاج افخم الدوله و دستخطى در لفّ آن از حضرت و الا در جواب عريضهء من كه قبل از رفتن غنى ارسال شده بود . حاجى آقا شميران رفته است ( حضرت و الا هم تشريف برده ) بچه‌هاى مرا هم برده است . ماهى سى تومان حضرت و الا علاوه نمىدهد ، باقى را مىنويسد من روانه كنم . پارسال شصت تومان مىداد امسال نصف كرده ، سال ديگر پانزده مىشود تا هيچ شود ، يعنى سه سال ديگر . بعد از تفصيلات مىنويسد : « سپهدار كه الحمد للّه فرار كرد و بيشتر پارتيها با او دشمن شده‌اند . اميد است بدتر هم بشوند . افراسياب خان هم انشاء اللّه نخواهد آمد ( اما انشاء اللّه حاجى آقا فايده نكرد آمد ) اميد است كار سركار بهتر شود . حال چاكر مقتضى بيش از اين چيز نوشتن نيست 21 . ج 2 . » نامهء پدر هنوز آقا خوب نشده و كسالت دارد . اما دستخط حضرت و الا با آن تفضيلاتى كه من نوشته بودم كوسه ريش‌پهن است . من مىگويم نر است جواب مىفرمايند بدوش . نزديك است من يقهء خودم را از اين جوابهاى عجيب و غريب پاره كنم ، هركس اين روزنامه را بخواند از اوضاع من كاملا مسبوق مىشود . پس براى نمونه اين دستخط را در جوف اين روزنامه مىگذارم تا معلوم شود جوابهاى حضرت و الا چه قسم است . حالا باز اين دستخط ، امان از آن دستخطهاى ديگر كه مرا مات و مبهوت مىكند « 1 » .

--> ( 1 ) - متأسفانه نامه ضمن غارت يادداشتها از بين رفته است . ( مسعود سالور ) .